|
چقدر سخته وقتي كه دلت ميخواد سرت رو به ديواري تكيه بدي باز همون ديواري باشه كه يك بار زيرآوار غرورش له شدي...!
چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي نتوني بگي جز سلام...! چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هات رو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوستش داري...! چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوزم دوستش داري...! چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني و اون وقت آروم زير لب بگي
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 16:12  توسط مبینا
|
باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من ازمن به من نزدیکتر تو ازتو به تو نزدیکتر من باور نکن تنهاییت را تا یک دلو یک درد داری تا در عبور از کوچه ی عشق بر دوش هم سر می گذاری دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهاییت را هرجای ای دنیا که باشی من با توئم تنهای تنها
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 15:56  توسط مبینا
|
اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون
زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 15:31  توسط مبینا
|
كي مي گه من تو رو خيلي دوس دارم؟
كي مي گه من به تو وابسته شدم؟ ديگه اصلا نمي خوام ببينمت به خدا قسم ازت خسته شدم كي مي گه جادوي حرف تو شدم؟ كي مي گه چشماي تو گولم زده؟ جراتم خوب چيزيه اگه باشه راس بگه هر كي كه اول اومده كي مي گه شعراي من مال ِ تو ِا..؟ كي مي گه هلاكتم؟ديوونتم؟ هر كي گفته اشتباه كرده بدون من يه عابر از كنار ِ خونَتَم كي مي گه منظورم از زيبا توئي؟ كي مي گه نباشي من دق مي كنم؟ يعني ِانقد ديوونم كه مي شينم واسه امثال ِ تو هق هق مي كنم كي مي گه مي خوام تو رو ببخشمت؟ كي مي گه هيچكي مث ِ تو نميشه؟ كي مي گه تو مهربوني،شاعري؟
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 13:41  توسط مبینا
|
خيلي جالبه: از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم. از عنکبوت ميترسيم................از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم. از سرما خوردگي ميترسيم................از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم................از شکستن دل ادما نميترسيم
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 13:34  توسط مبینا
|
با نگاهي سرد و خسته چگونه توانيم به مرگ اين قصه رسيم
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 12:36  توسط مبینا
|
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين
گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود
کاش بودی و کاش بودی....
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 12:36  توسط مبینا
|
|
|